کتاب برف

اثر اورهان پاموک از انتشارات پوینده - مترجم: مصطفی علی زاده-ادبیات ترکیه

یک شاعر تبعیدی به نام Ka به ترکیه باز می گردد و به شهر فرشته ای که به شهر کارس می رود سفر می کند. هدف ظاهری او این است که در موجی از خودکشی در بین دختران مذهبی ممنوع شود که سرشان را پوشانده باشند. اما کا همچنین توسط خاطرات خود را از Ipek تابشی، که اخیرا طلاق گرفته است، کشیده شده است. در اثر بارش برف و سوء ظن جهانی، کا دستاویز خود را با ارقام اعم از شوهر پیشین Ipek به یک تروریست کاریزماتیک دنبال می کند. یک هدیه از دست رفته با ناگهانی عصبانی می شود. عصر طلایی تئاتری در قتل عام. و پیدا کردن خدا ممکن است مقدمه ای برای از دست دادن همه چیز دیگر باشد. لمس کردن، غم انگیز کمیک، و با تعلیق مغزی همگی، Snow به ارتباط ما با لحظه کنونی بسیار زیاد است.


خرید کتاب برف
جستجوی کتاب برف در گودریدز

معرفی کتاب برف از نگاه کاربران
کا، یک شاعر تبعید از ترکیه، به کشور خود می رود تا در مورد مجموعه ای از دختران جوان که در شهر کرس خودکشی کرده اند بنویسند. حداقل این دلیل است که در ابتدا داده شده است. هنگامی که متوجه شدید که یک زن را دوست دارد و در آنجا زندگی می کند، پیچیده تر می شود و اخیرا طلاق گرفته است. من علاقه ای به داستان برف و تصاویر نداشتم (چگونه برف را خراشیده می کند، خلق می شود، برف می تواند انزوا، منحصر به فرد از برف ها - این ها مضمون تکراری هستند). من به شعر علاقه مند شدم، اما خواننده هرگز خواندن آنها را نخواهد داشت. در حالی که در پایان داستان بهانه ای خوب است، من نتوانستم ناامیدی خود را نسبت به اینکه چنین عنصر مرکزی داستان را رد کنم. نظرات متداول در مورد نحوه جدا شدن شاعر از آنچه در حال وقوع است، برای حفظ قلب خود و اجازه دادن به شعر به آنها از طریق رویدادها، مانند اینجا آمده است: @ به من توضیح داد که زمانی که یک شاعر خوب با واقعیت های دشوار مواجه است که او می داند که حقیقت دارد، بلکه به شعر ناسزا گفته است، او هیچ گزینی ندارد جز فرار به حاشیه ها؛ او گفت، این بسیار عقب نشینی است که او را قادر به شنیدن موسیقی پنهانی که منبع تمام هنر است. اما از آنجایی که ما در داخل اشعار نمی بینیم، کافی است که خواننده را از کاسه احساسات و احساسات تقریبا تقریبا همه چيز. مسئله دیگری که باعث لذت بردن از داستان شد، راوی است. این دوست عزیز Kas است که در مورد سفر کا خواندن، از طریق مجلات، مقالات روزنامه ها، و مصاحبه ها بازخوانی شده است. این واقعا بلافاصله آشکار است، اما به نظر نمی رسد اسپویلر، من فکر نمی کنم. با این وجود، از این تاکتیک، خواننده را حتی از احساسات مرکزی داستان دور می کند. من همچنین در یکی از رویدادهایی که به نظر می رسید حدس می زدم حدس زده شدم، اگر چه راوی اغلب خود را به خاطر بیت های آبدار داستان می خواند، او را مجبور می کند به عقب برگردد و سعی کند آن را در متن قرار دهد. سرگرم کننده، بله خسته کننده است، همچنین بله عنصر دیگری که من با آن مبارزه کردم واکنش به خشونت بود. مدیر موسسه آموزش و پرورش در مقابل Ka و Ipek کشته شده است، و در حالی که آنها به سرعت از کافه خارج می شوند، احساس خطر وجود ندارد. هیچ کس احساس ترس نمی کند که مردم توسط انقلابیون در عموم کشته شوند. این به نظر نمی رسد به زندگی واقعی، و من فکر می کنم من سرزنش راوی غیر قابل اعتماد. من دریافتم که کا احساساتش را به اشعارش (که هرگز نمی بینیم) قرار داد، اما در مورد دیگران که در کراس زندگی می کنند چیست؟ چرا به یک تئاتر بروید که در آن آخرین خدمت در آن فضا، خشونت مجددا تجربه شده است؟ من اجازه خواهم داد که بین خطوط به اندازه کافی بین آنها خواندن نداشته باشم یا اینکه راوی بر روی جزئیاتی که بسیاری از مردم می دهد را براق می کند. برای اتصال به آن بسیار سخت بود. دیگر نکات کمی در مورد نوشتن و شعر و شادی: @ تنها افرادی که بسیار هوشمند و بسیار ناراضی هستند می توانند شعر خوبی را بنویسند. بنابراین شما قهرمانانه متعهد به تحمل درد ناامیدی، فقط برای توانایی نوشتن اشعار خوب است. اما شما متوجه نشدید که زمانی که این صدای را درون خود از دست دادید، همه چیز را در یک جهان خالی به پایان می رسانید. @ @ اما زندگی ما را ناراحت نمی کند؟ @ @ ما این کار را به خودمان انجام می دهیم.تنها شاعران خالص قلب آنها در زمان انقلاب. @

مشاهده لینک اصلی
این دومین بار من از اورهان پاموک خوانده می شود. اول، موزه بی گناه، بلافاصله به عنوان مورد علاقه تمام وقت قفل شده بود، بنابراین انتظار برای برف بالا بود. گفته می شود، من کمی ناامید شدم، احتمالا به طور گسترده ای به این واقعیت مربوط می شود که این نیز یک طرح فکری سیاسی بود، چیزی که من هرگز علاقه زیادی به آن نداشتم. با این حال، من هیچ مشکلی را با شناختن پروزه ملودیک و زیبا با قدرت به من را به دنیای دیگری که فراموش شده است، ترجیح دادم که از موزه بی گناهی خیلی دوست داشتم. من بیش از یک بررسی حرفه ای را خواندم که پوموک را به عنوان نویسنده معاصر نام می برد و احتمالا @ برای نشان دادن ترکیه برای جایزه نوبل ادبیات. واقعا، من مطمئن هستم که این یک فرمول است، زیرا رقابت واقعا وجود ندارد. او، و تنها او، مسئول بقیه جهان است که شهرت خود را به رسمیت می شناسد. در دنياي ادبي، هيچ نويس ترکي ديگري امروز نمي تواند شمع را به نام او نگه دارد. آثار او، توانایی های او در بیان مبارزات همراه با عظمت کشور عزیزش است. امروزه بسیار به درستی عنوان شده است. معنای استعاری آن در سراسر متن پراکنده شده است، به موازات حروف الفبا، که نشان دهنده سقوط دائمی در شهر کرس است، جایی که قهرمان ما، کا است. کا، نام او ترجیح داده (از حروف اول خود) به Kerim Alakusoglu، شاعر تبعیدی است. چند سال پیش، پس از چندین سال درگیر شدن در سیاست همراه با ایپک و راوی، شعر او نوشت که به او نیاز داشت تا از مقامات ترکیه به نزدیکی آلمان فرار کند. بازدید از استانبول، دیدن دوستان قدیمی برای اولین بار در بسیاری از سالها، او به دلیل ظاهری به دیدار Kars توسط یک دوست در گزارش روزنامه داده شد. کمپین انتخاباتی سنگین مذهبی و سیاسی نیاز به پوشش دارد. همراه با کمپین های سیاسی، داستان روسری سر پوشیدن دخترانی است که شروع به خودکشی کرده اند. علاقه واقعی او به بازدید از یک شهر بسیار فقیر و خشونت آمیز در علاقه عشق است. یعنی، یک دوست متقابل از جوانان خود، Ipek، اخیرا طلاق گرفته است، در حال حاضر در Kars با پدر خود، که مالک هتل در آنجا، و خواهرش، Kadife، که به رهبری از دختران روسری فوق الذکر @ . دولت محلی به تازگی قوانینی را اعمال می کند که آنها را مجبور به حذف روسری در موسسات آموزش عالی می کنند، به این ترتیب شانزده ساله را مجبور به انتخاب بین باورهای شدید مذهبی خود و تمایل آنها برای دریافت تحصیلات عالی می کنند. تعداد کمی از دختران از موافقت با چنین تاکتیک های اجرای حکومتی (از جملهhead scarf girls @) ذکر شده است. متأسفانه، تحت فشار خانواده، دوستان، همسایگان، تعداد کمی از آنها زندگی خود را گرفته اند. این می گوید خیلی بیشتر از آنچه که ممکن است در ابتدا بر این باور است، به عنوان قرآن بسیار به وضوح خودکشی را به عنوان یک گناه است. بدیهی است که این دختران در چنین شرایط عاطفی شدید قرار می گیرند که بیشتر آنها نسبت به درد درونی داخلی که با حذف روسری هایشان شناسایی می شوند، خطر ابتلا به عواقب ذاتی این گناه را بیشتر می کنند. همانطور که پیش بینی می شود، محتوای سیاسی شدید می تواند تنها با مقادیر مساوی از موضوعات مذهبی، بحث، فلسفه باشد. کا خوشحال است که با زندگی کاملا غیرطبیعی نیست، بلکه کاملا خودکشی است، اما با چنین عواطفی مواجه است. کا معتقد است انتظار می رود که ایپک تنها و تنها شانس شادی باشد. او اساسا یک خدای متعال است، او همچنین شروع بهFind God @ در Kars می کند. من در کنار بسیاری از دیگر مفاهیم مذهبی، به بحث در مورد آن نپرداخته ام، این بخش ها را به شدت سعی در خواندن آن داشتم. پیوند دادن به موضوعات سیاسی، مذهبی و روانی با هم شعر کاسه است. در طول سالها نمیتوانست شعر را بنویسد، آنها در طول زمان خود در Kars شروع به @ به @ گفتند. (با قدرت بالاتر، از این رو احساس می کند.) اگرچه پاموک شعر را توصیف می کند، حتی شامل یک ضمیمه لیست فصل / صفحه زمانی که Ka نوشت: همه نوزده مجموعه اش است، خوانندگان هرگز قادر به دیدن یکی در کامل نیست. این کاملا ناامید کننده بود، چرا که آنها داستان را خوب می کردند. من حدس می زنم اورهان بی یک شاعر علاوه بر رمان نویس نیست. همانطور که به نظر می رسد برای نویسندگان رایج است، Orhan دوباره یک شخصیت در داستان است، به عنوان راوی ما، یک دوست نزدیک کس. خوشحال شدم که موزه بی گناهی در اینجا ذکر شده است (Orhan می گوید که او کوتاه مدت قبل از مرگش این حرف را نوشت)، اما به طور عمده، رویکرد متافیزیکی خیلی کمتر از موتلفه بی گناهی بود . در حقیقت، من پیش بینی های غیرمستقیم و داستان نویسی کاملا غیرمنتظره را پیدا کردم. این امر تا حد زیادی مانع جریان رمان شد. بعضی از پیش بینی ها عالی است، اما راوی (بله، ارهان) این را چند بار در مورد یکسان انجام می دهد؛ دیگران آن را احساس می کنند که او به سادگی پایان دادن به من است که من، به عنوان یک خواننده، نمی خواهید او را به دور! یک نمونه از این که ساختار برای من کار نکرده است، فصل یازدهم ظاهر به صورت تصادفی در وسط داستان است که اورهن به خوانندگان میگوید ...

مشاهده لینک اصلی
بیا، دوباره بیا، هرکس که هرچیزی را که ممکن است داشته باشید، خداحافظ، گناهکار بت پرستی، حتی اگر صدمه بزرگی را به صدها بار برسانید، بیایید ناخوشایند و بدبختی نباشد. کتیبه روی دیوار در آرامگاه رومی، کنیا، ترکیه. در رمیه آرامگاه چیزی عجیب به نظر من رسید. من مطمئن نیستم که آیا این نوعی از تجربه معنوی بود، اما در مورد آن، چیزی شبیه به ستون فقرات وجود دارد. گوش دادن به موسیقی سوفی فراز و نشیب در حالی که نگاهی به مقبره های غول پیکر که با پارچه های دوزی شده با کتیبه های طلایی Kufic و با توران های عظیم پوشانده شده بود، به من حس بودن بودن در پورتال را به یک جهان دیگر داد. من چیزی درباره او نفهمیدم، جز این که او شاعر معروف صوفی بود و سفر اتوبوس ما در کنی متوقف شد؛ زیرا آرامگاه او، با سرازیری برجستگی فیروزه ای، یک جواهر معماری ضروری بود. شاید سوار اتوبوس طولانی از استانبول و نور خورشید نیمه خورشید من را سر و کار داشت و به تجربیات ذهنی باز شد. من هنوز هم نمی دانم. \"من این را دوست ندارم.\" کسی صحبت کرد و مرا از رویارویی من دور کرد. این Orhan، راهنمای ترکی ما بود. â € œWhy؟ â € از او پرسید.â € œNo. نه ملوانا این محل این کنیا است. مردم اینجا متعصب هستند، من آنها را دوست ندارم. \"بازتابی از من، دور گردنم را نگاه کردم؛ تعداد زیادی از بازدیدکنندگان به جای گروه ما حضور داشتند --- زنانی که در مناظرات سیاه پوست بودند که به من گفته شده بودند ایرانیان، گردشگران دیگر، غرب و آسیا و چند تن از مردان ترک در لباس غربی بودند. بعضی به نظر می رسید که دعا می کردند، اما بعضی دیگر فقط در مقبره ها و دکوراسیون های فوق العاده پیچیده ای که در دیوارهای مغازه وجود داشت، شکسته شده بود. ارنج به دنبال نگاه من بود و گفت: \"شما می دانید که آنها چندین بار این مکان را بمباران کرده اند؟\" € â € œBut چرا؟ آیا مونانا معروف مسلمان معروف است؟ به خاطر این، او به کتیبه روی دیوار اشاره کرده است. \"طرفداران\" این را دوست ندارند، بنابراین می خواهند آن را نابود کنند. بیایید همه را به اتوبوس برسانیم و از این محل خارج شویم. »سه روز بعد، در هتل Canakkale، در یک هتل پر از آفتاب گرفتن گردشگران آلمانی با دیدنی با شکوه Dardanelles درخشان بود. اورحان چلچراغ چند فرولیین را فرو ریخت. به نظر می رسید سال های دور از کنایا و منطقه گرد و غبار آناتولی ترکیه دور است. من تعجب کردم که «فانتیکا» که اورکان درباره تفکر این مکان صحبت کرد و چگونه می توانست همان کشور را با شهروندان ثروتمند دیگرش به اشتراک بگذارد. یکی دیگر از ارهان، برنده جایزه نوبل، همه چیز را در مورد برف به ما می گوید. این منطقه Kars، یک شهر مرزی است که به نظر می رسد همیشه در حال چرخش در برف است، جایی که اسلام گرایان، سکولارهای حمایت شده از ارتش، ستیزه جویان کرد و چپ گرایان از زمان آتاتورک به شدت برای سرکوب مبارزه کرده اند. ما به دنبال کا، یک شاعر تبعیدی است که به کارس فرستاده می شود تا مقاله ای راجع به خودکشی در میان دختران روسری، که برای رفتن به مدارس دولتی و دانشگاه ها ممنوع است مگر اینکه خودشان را اعلام کنند، بنویسند. در یک زمان کوتاه، کا شاهد کودتای نظامی، ترور، بازی ای است که در قتل عام به سر می برد و با افرادی که نمایندگان اصلی گروه های مخالف را تشکیل می دهند، آبی می بینند: آبی تروریست اسلام گرای کلاسیک، و نزاع زعیم بازیگر / سیاستمدار / استدلال سکولار ممکن است فرض کنیم که همدردی های غربی غربی به طور طبیعی با سکولارها دروغ می گویند، اما نه؛ او غیر سیاسی است دلیل واقعی او برای آمدن به کارس، دیدن اپیک، یک زن است که او امیدوار است. ایپک، که اخیرا رهبر یک حزب اسلام گرا را جدا کرد، با پدر و خواهر جوانش، Kadife زندگی می کند. Kadife به پدرش سکولاریسم وحشتناک است، به عنوان رهبر دختران روسری شناخته شده --- و همچنین معشوقه مخفیانه عاشق. به زودی، کا به وحشی شکنجه و خشونت قتل عام تبدیل می شود و به دلایل سیاسی و همچنین شخصی او را مجبور می کند طرف های خود را انتخاب کند. پاموک، که بخشی از رشد تحصیلی غرب را به دست می آورد، دیدگاه های متفاوتی از دیدگاه ها را به طور مرتب ارائه می دهد؛ تمام جناح های درگیر به طور یکسان داستانی و خشونت آمیز هستند. اسلام گرایان به نام مذهب کشته می شوند، در حالی که سکولارها این کار را به نام دولت ترکیه انجام می دهند. آنها هر دو به سناریوی بازی صفر اعتقاد دارند و حتی کوچکترین مصالحه غیرممکن است. در نتیجه یک نمایشنامهی عظیم ارزشمند از یک تراژدی یونان --- و در واقع، صحنههای محوری داستان به معنای واقعی کلمه در صحنه اتفاق میافتد. رمان خود را با کیفیت ثابت دارد؛ بعضی از گفتگوها مانند قطعات مجموعه احساس می شود و بعضی از شخصیت ها به سختی سه بعدی هستند. من گاهی اوقات ناامنی، هرگز شک و تردید Ka مبهم، به ویژه در پیگیری Ipek خود را یافت. بعضی از گفتگوهای نمونه: Ka: \"شما امروز این شب را اینجا میبینید؟\" \"Ipek:\" \"Yes.â € Ka:\" به خاطر اینکه من میخواهم شعر من را دوباره بخوانم. \"ک:\" € œ آیا شما فکر می کنید این زیبا است؟ ï € Ipek: â € œYes، واقعا، آن زیبا است. â € ¿Ka: â € œWhatâ € ™ ثانیه زیبا در مورد آن â € Ipek: â € œI donâ € ™ می دانید، این فقط زیبایی است: «دوست داری موهار تا به حال چنین شعری را چنین خواندی؟» «ایپک:« هرگز »شعر را با صدای بلند دوباره خواند، این بار با نیروی رو به رشد، اما او همچنان در همه جا ایستاده بود تا بپرسد «آیا آن زیبایی است؟» او همچنین در یک متوقف شد ...

مشاهده لینک اصلی
@ وقتی شعر می نویسند یا آواز خواندن را در غرب می خوانند، برای همه بشریت صحبت می کنند. آنها انسان بودند - اما فقط مسلمان بودند. هنگامی که چیزی را بنویسیم، شعر قومی قرون وسطا @ ایده این کتاب فونت های ضد و نقیض شرق و غرب، سکولار غربی و اصطلاح سیاسی اسلام گرایانه است، یک اصطلاح که موافقم از آنجایی که اسلامگرائی آنها در کتاب نشان داده شده است بیان سیاسی، نه یک روحانی. در واقع، این کتاب در مورد اسلام به عنوان یک ایمان به تنهایی صحبت نمی کند، بلکه به عنوان نمادی از مقاومت در برابر سرکوب و ایده هایی که به دیگران اعمال می شود. برای من، این واضح است که به نظر می رسد که @ west @ توسط آلمان، سرزمین جدید تبعید سیاسی کا، به عنوان شایسته ترین فرد در نظر گرفته شده است، در حالی که اسلام هویتی است که نیاز به تلاش دائمی برای توجیه وجود آن دارد. این یک داستان است که چگونه یک شهر کوچکی دلسرد می شود به سوء استفادهی که از همه انواع شخصیت های سیاسی دریافت می شود (تیراندازی و قتل، حوادث خسته کننده برای ساکنان کرس است)؛ از چگونگی غرق شدن مردم در وجود خودشان و غرق شدن در سایر نقاط جهان است. در Kars، سیاست اسلامی در کتاب توسط دولت دیده می شود به عنوان یک جنبش وحشیانه از زیرورش. با این حال، شاید آنها دقیقا به این دلیل هستند که در وهله اول توسط دولت تحت ستم قرار می گیرند. نمی تونم از این حقیقت که ایمان و مذهب شما مال شماست، پناه ببرید و فقط در قلب شما آتشی است که شما را آگاه می کند؟ مال شماست! من تصور می کردم که بیشتر شما وجود دارد انکار می شود، بیشتر آن نیاز به تایید ثابت دارد. به عنوان یک مسلمان خواندن این کتاب من در همه نمی شوکه شده توسط نحوه نمایش سیاست های اسلامی است. این کتاب کاریکاتور است که چگونه هر مفهوم (مذهب، جرگون) صرفا وسیله ای برای جاه طلبی های سیاسی و قدرت است. برای افرادی که با اسلام آشنا نیستید، مراقب باشید، این راهنمای شما برای تنوع واقعی (و گاه تکان دهنده) دین و مردم آن نیست. این کتاب برای من یک واقعیت جالب است: این سیاست صرفا یک عمل تئاتری است (هدف عملکرد است)، با بی فایده بودن آن، خسارات وارده به تعهد و کمبود مطلق برای بشریت. -RN

مشاهده لینک اصلی
من با کسی از بلغارستان کار می کنم و گاه گاه به طرز وحشتناکی می اندیشم که می توانم بگویم (با یک لبخند)، می توانی برای خدایان متوقف کنی تا اروپایی شرقی؟ @ بنابراین با این کتاب که مجموعه ای در شرق ترکیه (آسیا بیشتر از اروپا، اما هنوز ...) این رمان به طور دسته جمعی به مجموعه ای از کتاب هایی که بیشتر از من دوست دارند تحسین می کند. در این پوشه همان فایل، شاهکارهایی مانند «برادران کرامظوف» و «Les Misà © rables» را قرار میدهم، اما درخشندگی داستان داستانها خیلی بیشتر از کاستیهای آنها است. نه اینجا اینجا اگرچه پاموک به عنوان یک نویسنده درجه اول شناخته شده است و من بر خلاف این آثار پیشرفته، بعد از 200 صفحه اول یا بیشتر از برف، خودم را تحسین نمی کنم، شروع به احساس عصبانیت شدید کرد و سپس برای 250 صفحه بعد از آن. من، روش خود را در اینجا به رسمیت شناختم، ساخت متشکل از متا. از آنجایی که ساکنان ترکیه (و به ویژه شهر کرس، در بخش شرقی دور از کشور) در معرض افسردگی خود قرار دارند و به نظر می رسد که تنها توسط ترورهایی که از زمان به زمان وارد می شوند، شکسته می شوند زندگی می کند. این کتاب برای من خیلی وقت گیر بود؛ زیرا در حالی که من آن را خواندم، حملات تروریستی در پاریس صورت گرفت. بسیاری از سردرگمی سیاسی و ضرب وشتم که در برف اتفاق می افتد، نتیجه درگیری های بسیار است که در جهان گسترده تر اتفاق می افتد. با این وجود، هرچند که من آن را به پایان تلخ متصل کردم، فقط احساس نکردم که خودم را از طریق تجربه. شاید من کم عمق و قادر به تعامل عمیق مورد نیاز برای چوب با کار مانند این. پس ببخشید با این وجود، من نمی توانم فکر کنم هنرمندی یک وظیفه خاص دارد که ما را به چیزی بچشاند که ما آن را بخوانیم. برخی از (بسیار تاریک) طنز به کتاب وجود دارد، و برخی از عشق. اما اینها در چنین بسته های کوچک و پرمحتوائی احساس می شود که من خیلی دشوار بودم که فهمیدم چرا باید زحمت بکشم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب برف


 کتاب گره ی کور
 کتاب پنجره ای به شاخسار تاک
 کتاب یک گربه یک مرد یک مرگ
 کتاب گریزان
 کتاب اسرار کتاب سیاه
 کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند